عكس ولادت حضرت فاطمه س

 

 

جشن ولادت حضرت فاطمه زهرا س

 

 

سخنران : حاج آقا رازياني

_______________________________

مداح :  برادر شيخ جعفري

 

 

بر مقدم دختر پیمبر صلوات

بر چشمه ی پاک حوض کوثر صلوات

بر محضر حضرت محمد تبریک

بر مادر شیعیان حیدر صلوات

 

ولادت حضرت فاطمه سلام الله علیها مبارک

 

 

خـلـقـت کـائـنـات شــد، بـهـر وجــود فاطمه(س)
زنـده هـمـه جـهان شد از، یمن ورود فاطمه(س)
پـیـش حـریـم حرمـتش، خیـل ملک کشید صف
از سـر شـوق جـمـلگی، مـحو سجـود فاطمه(س)

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
شعرمدح حضرت زهرا س

يا زهرا(س)

تا آن زمان که گردش این روزگار هست

تا آن زمان که روز وشبی برقرار هست

کم یا زیاد بسته به میزان لطف حق

پای پیاده عشق به هر دل سوار هست

وقتی گدا شدن به در دوست عاشقیست

پس درتمام عمر به هر لحظه کار هست

ما ظاهرا اگر چه خدارا ندیده ایم

اما یقین که جلوه ي آیینه دار هست

یک گل رسید ومعنی ضرب المثل شکست

یک یاس آمده که همیشه بهار هست

 

یک برگ یاس با همه عالم برابر است

معنی یاس یک کلمه هست ومادر است

 

هرکس که مادر است دو عالم برای اوست

بام بهشت نقطه ي پایین پای اوست

مادر شدن برای دو عالم شرافتی است

بردختری که گفته پدر هم فدای اوست

اوقبل خلقت آمده قبل از همه رود

سوی بهشت باغ گلی که سرای اوست

شرط وشروط خلقت دنیاست فاطمه

این میل باطنی عمیق خدای اوست

آمد کسی که بین قنوت شبانه اش

همواره اسم یک یک همسایه های اوست

 

تصویر خالصانه ي ذکر ودعاست او

همسایه ي همیشه ي قرب خداست او

 

زهرا فقط برای خودش آرزو نکرد

شرح خودش برای کسی مو به مو نکرد

چون پیرمرد کور زمینی زیاد بود

خود را برای مردم این خاک رو نکرد

حتی انار را به بهانه طلب نمود

او جز هدایت همگان جستجو نکرد

او دختر پیمبر و یک مملکت مقام

اما به غیر ساده مداری که خو نکرد

یکبار هم نشد که علی شرمگین شود

از بس زخواهش دل خود گفتگو نکرد

 

این گفته گفته ولی ا... اعظم است

او مثل اسوه ي حسنه بهر مردم است

 

وقتی که بود خوبی او بی حساب بود

وقتی که رفت آمدنش در حجاب بود

او یک سری به عالم ما زد و زود رفت

دنیا شد ابر تیره و او آفتاب بود

درک مقام فضه او هم نشد نصیب

درک مقام او که خودش یک سراب بود

ساییده عرش سر به زمین وقت سجده اش

ام العبادت او و علی بوتراب بود

باغ فدک گرفت و به حق خودش رسید

زهرا همیشه اهل حساب و کتاب بود

او از شبی که زندگی اش ساده پا گرفت

انفاق کرد و اهل مسیر ثواب بود

 

ما  درکمان به این همه معنا نمی رسد

ما  دستمان به رتبه زهرا نمی رسد

 

او کوثر است و چشمه ي دریاترین خم است

نوراست و نور بخش سپهر است و انجم است

پیدا تر ازهمه شد و بین بزرگی اش

در لابلای ثانیه های زمان گم است

از آب و خاک مهریه ي او جوانه زد

هر دانه ای که بر سر هر خوشه گندم است

مصرف نکرد غیر خودش درمسیر حق

زهرا تمام مرتبه الگوی مردم است

از خود گذشت تا که ولایت علم شود

زهرا بپای دین خدا مثل اهرم است

 

دین خدا ز همت او جان گرفته است

زن با نگاه فاطمه عنوان  گرفته است

 

زیباترین نمایش تابان روزگار

زهراست آنکه مانده در اذهان روزگار

یک قطره از عنایت زهرا نمی شود

براین زمین کرامت باران روزگار

این سالها که آمد و رفته است همچنان

زهرا بود بزرگ بزرگان روزگار

یعنی چرا بزرگی زهرا غریب ماند

باید سؤال کرد زدیوان روزگار

 باید سؤال کرد چرا درب خانه سوخت

از منتقم در آخر وپایان روزگار

 

باید کسی بیاید و غم را دوا کند

بارمز نام فاطمه قرني را بپا کندچ

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393
مولودي - حضرت فاطمه زهرا س

 

مولودي - حضرت فاطمه زهرا س

 

 

 

ولادت حضرت فاطمه زهرا بر تمام شيعيان جهان مبارك

 

 

مولودي1********************************** دانلود

مولودي2************** دانلود

مولودي3******************************** دانلود

مولودي4************ دانلود

مولودي5******************************* دانلود

 

 

 مولودي5******************************* دانلود

 مولودي5************* دانلود

 مولودي5******************************* دانلود

 

 مولودي5*************** دانلود

 

 مولودي5******************************** دانلود

 

 

 

 

 

               يا زهرا(س)

زهرا بهانه ایست که عالم بنا شود

او آمده که مادر آئینه ها شود

او آفریده گشت که یک چند مدتی

نور خدا به روی زمین جا به جا شود

او آفریده شد که در این روزهای سخت

زهرا شود، علی شود و مصطفی شود

او مادر تمامیِ دل های حیدری ست

باید که کُفو فاطمه شیر خدا شود

هر کس مگر که مادر معصوم می شود؟

او آمده که مادر کرب و بلا شود

زهرا اگر نبود چگونه به عالمی

صدها روایت از مِی کوثر عطا شود

بی اذن فاطمه کسی اصلاً اجازه داشت؟

بر روی خاک و اوج فلک پیشوا شود

ای خوش به حال آن که در آن لحظۀ حساب

با انتخاب مادری او سَوا شود

مادر سلام روز ظهورت مبارک است

لعنت بر آن که منکر صدق شما شود

 

ما را گدای خانه ي لطفت حساب کن

ما را برای نوکریت انتخاب کن

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393
شعر مدح حضرت زهرا (س

 

 

  شعر مدح حضرت زهرا س

 

 

امشب نشسته ام بنویسم ترانه ها

از باغ از بهار من از مادرانه ها

از دست پُر امیدم و تسبیح دانه ها

از این دلی که پر زده از آشیانه ها

شکرش میان این همه سر سروری شدیم

مانند یازده پسرش مادری شدیم

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393
شعر مدح حضرت زهرا (س)

شعر مدح حضرت زهرا (س)

 

 

زد آفتاب و تجلی نمود باب والشمس 

پرید مرغک دل با امید تاب والشمس

تمام زُهریتش را خدا به زهرا داد 

شد آسمان و زمین جیره خوار یا و الشمس

میان ظلمت شب نور ربنای نبی

چراغ روشن نیمه شب حرا والشمس

در آن زمان که خدا بر رسول کوثر داد 

عطا نمود مزمل  زمر  ضحی و والشمس

کلاف چادرش از آیه های شب و ولیل...

شکوه عفت بانوی هل عطی و الشمس

به معنی سر سجاده رفتنش باشد 

ستاره وقت نمازش به دامنش باشد

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393
سالروز وفات حضرت ام البنین مادر گرامی حضرت عباس (علیه السلام) تسلیت باد

 


 

سالروز وفات حضرت ام البنین مادر گرامی حضرت عباس (علیه السلام) تسلیت باد


 


حضرت ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .
 
 


حضرت ام البنين(سلام الله علیها) (محدث، متوفى سال 70 ه) (فاطمه كلابيه)، دختر حزام، از زنان مؤمن، شجاع و فداكار بود.روايت است كه امير المؤمنين عليه السلام پس از شهادت حضرت زهرا عليه السلام به برادرش عقيل كه انساب عرب را خوب می ‏دانست و از احوال خانوادگى آنها آگاه بود فرمود : مى خواهم زنى برايم خواستگارى نمايى كه از خاندان شجاعت باشد تا فرزند شجاعى برايم به دنيا آورد.عقيل، فاطمه كلابيه (ام البنين) را به ايشان معرفى نمود و گفت: در بين عرب خاندانى شجاعتر از خانواده وى سراغ ندارم.اين مادر پسرانش عباس، جعفر، عبد الله و عثمان را چنان تربيت كرد كه همه شيفته برادر بزرگوارشان حضرت امام حسين عليه السلام بودند و در ركاب آن حضرت شهيد شدند.
 
حضرت ام البنين در واقعه كربلا حضور نداشت، هنگامى كه بشير به مدينه بازگشت و ام البنين را ملاقات كرد، خواست تا خبر شهادت فرزندانش را به وى دهد ام البنين گفت: رگ قلبم راپاره كردى بچه ‏هايم و آنچه زير آسمان است فداى ابا عبد الله عليه السلام، از حسين برايم بگو .
 
ام البنين براى عزادارى هر روز همراه نوه ‏اش عبيد الله (فرزند عباس عليه السلام) به بقيع م‏ی رفت و نوحه می ‏خواند و می ‏گريست و اين اشعار را زمزمه می ‏كرد:

 
منم که سایه نشین و جود مولایم
کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم
منم که خانـــه به دوش غــم علی
منم که همقدم محنت ولی هستم
منم که شاهد زخم شکسته ابرویم
انیس گریه به یاس شکسته پهلویم
منم که در همه جا در تب حسن بودم
منم که شاهد خون لب حسن بودم
منم که جلوه حق را به عین می دیدم
خدای را به جمال حسین می دیددم
منم که بوده دلم صبح و شام با زینب
منم میان همه ؛ هم کلام با زینب
منم که سوگ گلستان و باغبان دارم
به سینه زخم غم کربلائیان دارم
منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد
چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد
منم که مادر عشق و امید و احساسم
فدای یک سر موی حسین عباسم

 

 


 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
:: ادامه مطلب
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393
15عقوبت سبک شمردن نماز

15عقوبت سبک شمردن نماز

نماز ستون خيمه دين است و امام صادق (ع) نماز را مرز ايمان و کفر دانسته است. بنابر اين، اگر کسي بخواهد خيمه ايي به نام دين را برپا کند، بايد همواره در انديشه تيرک اصلي و ستوني باشد که دين بدان استوار مي‌گردد.


استاد مطهري در کتاب" آزادي معنوي" مي‌نويسد
يکي از گناهان، استخفاف نماز يعني سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن يک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفيف شمردن، استخفاف کردن، بي اهميت تلقي کردن گناه ديگري است. پس از وفات امام صادق عليه السلام ابوبصير آمد به امّ حميده تسليتي عرض کند. امّ حميده گريست. ابوبصير هم که کور بود گريست. بعد امّ حميده به ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودي و لحظه ي آخر امام را نديدي؛ جريان عجيبي رخ داد. امام در يک حالي فرو رفت که تقريباً حال غشوه اي بود. بعد چشمهايش را باز کرد و فرمود: تمام خويشان نزديک مرا بگوييد بيايند بالاي سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کرديم. وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طي مي‌کرد يکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعيت و همين يک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمي که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد."


در باب آثار و عقوبات سبک شمردن نماز، روايتي از حضرت ختمي مرتبت به نقل از دختر مکرمه‌شان نقل شده است که بسيار تکان‌هنده است:
"حضرت زهرا سلام الله عليها از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: يا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلـم پرسيدند: کسي که نمـازش را سبک مي شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهايي که نمــازشان را سبک مي شمارند چه هست بر ايشـان.

 


اين سبـک شمردن صحبتهاي مختلف دارد يعني: يکي اين است که در اول وقت نماز نخواند، يکي اين است که در موقع  خـــواندن نمـاز زياد به آداب و حـدودش مقيـد نباشد، سعي نکند که آن شرايـط فضيلت را مراعات کند، بطور کلـي سبک بشمارد. يکي از صور سبک شمردن تاخير از اول وقـت است ولي ممکن است يکي در اول وقت هم بخواند ولي به شرايط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد. البتــه بعدها در دنباله اين صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمي کنيم. در اينجا حضرت زهرا سلام الله عليهــا سوال مي‌کند که کســي که نمــازش را سبک بشمارد چه مي‌شود؟
« قال رسول الله ( ص ) : يا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: يا فاطمه کسي که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا مي‌کند ( خيلي تهديد کننده است ) ، « ستٌ منها في دار الدنيا و ثلاث عند موتها و ثلاث في قبره و ثلاث في القيامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـي دنيــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تاي ديگر در قيــامت است وقتـــي از قبرش خارج مي‌شود.


« فاما اللواتي تصيبه في دار الدنيا »، اما شش خصلتي که خدا پيش مي‌آورد در دنيا براي کساني که نمــاز را کوچک مي شمارند:


1- « فالاولي يرفع الله البرکة من عمره »: اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند مثلا فرض کنيد صاحب همين کتاب، مجلسـي، اهل تزکيه بوده، اهـل باطن بوده، فليسوف بوده، عارف بوده، خدمــاتي که کرده، مرجعيت که داشته، چقــدر کتاب نوشته، کتابهايش اگــر بنا باشد که به ما بدهند از روي آن بنويسيم تا آخر عمــر تمام نمي‌کنيم؛ عمر با بــرکت بوده؛ مقصود طولانــي بودن عمر نيست، برکت در عمر، اشتباه نکنيد.
کساني که در نمـاز سستي مي‌کنند از عمرشان برکت گــرفته مي‌شود؛ چيز عجيبي است بعدش هم روي اين مسـاله دقت کنيد اين عمـرها که مي‌گذرد، عمـر ماها  و عمر بعضي‌ها چگونه است در مقايســه با آنها از لحــاظ  برکت؛ يرفع الله البرکة في عمره.


2- « يرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزيشــان هم  بــر مي‌دارد.
برکت از روزي هم اين نيست که انســـان کم پول بدست مي‌آورد يا زياد؛ نه؛ برکت در زندگي و معيشت است که آن را خــدا بر مي‌دارد.


3- « و يَمحوا الله عزوجلّ سيماء الصالحين من وجهه »: سومين چيزي که مبتلا مي‌شود اين است که خداي متعال سيمــاي صالحان را ازاو بر مي‌گيرد؛ وقتي به صــورتش نگاه مي‌کنيد سيماي صالحــان در او نيست. اين هم چيزي است؛ صــالحان يک سيمايي دارند البته اهـــــل ذوق مي‌فهمند، اين را با ذوق و دل مي‌شود فهميد، نه زيبــايي ظاهري است، سيماي صالحان يک چيزي است که اهل دل و اهل ذوق مي‌فهمند.


4- « و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه »: هر عملـي که انجام مي‌دهد از اعمال خيـر و عبادات، اجــري به آن داده نمي‌شود.


5- « و لا يرفع دعاؤه الي السماء »: پنجمي اش اين است که دعــاي او مستجاب نمي‌شود.


6- « والسادسة ليس له حظّ في دعاء الصالحين »: از دعاي صالحان هم بي بهره مي‌شود، يعني صالحان که براي مومنيــن و مومنــات دعاهايي مي‌کنند که وظيفه اشان است، اينها از دعاي صالحان حظّـــي برايشـان نيست.
اين شش خصلتي  که در دنيا پيش مي‌آيد براي آنها که نمازشــان را کوچک مي شمارند.


« و اما اللواتي تصيبه عند موته »
تکرار مي‌کنم کوچک شمردن نماز، تاخير از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهرا و باطنا بازي نکردن، لباس و نظافت و اينها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.


 و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او مي‌رسد:
1-« فاولاهن انه يموت ذليلا »، اولش اين است که مرگش به صورت خفت‌بــار مي‌شود.
2- « والثانية يموت جائعا »، گـرسنه مي‌شود موقــع مرگ، اين گرسنگي يک گرسنگي بسيــــار اسرار آميز است که غيــرظاهري و دنيوي است و انسانها از آن وقتي که از اينجا به بــرزخ منتقل مي‌شوند و از اول انتقــال به برزخ اين گرسنگي و تشنگي شــروع مي‌شود و بعدش هم در قيــامت مخصوصا هست، اين يک چيزي غيــر از گرسنگي دنياست.
3- « والثالثة يموت عطشانا »، سومي هم اين است که در حال تشنــگي است فلو سقي من انهار الدنيا لم يرو عطشه.


« و اما اللواتي تصيبه في قبره »،
 اما سه تــاي ديگر که در قبر و بــرزخ به او مي‌رسد اين است که:
1-« فاولاهن يوکل الله به مَلکا يزعجه في قبره »، حالا ما فکر مي‌کنيم اين سستي‌ها که در استخفاف به نمــاز داشته ايم زياد مهــم نبوده، آخرش اين است که خـدا مي‌بخشد؛ زياد مهـم نبوده؛ خيلي چيز مهمي بوده، حالا اين قسمتي از بيانات است که در اينجا وارد شده دقت کنيد. اولش اين است که خــدا مَلَکي را موکل مي‌کند که در قبرش به او عذاب مي‌کند در بـــرزخ.
2- « و الثانية يضيق عليه قبره » ، و دومين چيز که خدا براي او پيش مي‌آورد اين است که عــالم قبرش براي او تنگ مي‌شود؛ اين را ديگر نمي‌فهميم که چگونه تنــگ مي‌شود.
3- « الثالثة تکون الظلمة في قبره »، و سومي اش اين است که عالــم قبرش براي او ظلمــاني مي‌شود.


« و اما اللواتي  تصيبه يوم القيامة »،
 اما آن سه تاي ديگـــر که در روز قيــامت برايش پيش مي‌آيد
وقتي که از قبرش خــارج مي‌شود و به قيامت و محشــر قـدم مي‌گذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان يُوکل الله به ملکا يَسحَبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه »، اولش اين است که خدا ملکي را موکل مي‌کند که او را بـه "رو مي‌برند" توجــه مي‌کنيد نماز خوان است مردم هم نگاه مي‌کنند؛ غيـــر عـادي مي‌برند.
« و الثانية يُحاسب حسابا شديدا »، دومي اش هم اين است که در مقـــــــام حساب، حساب شديدي از او مي‌کشند.
« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته."

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : پنج‌شنبه 21 فروردین 1393
احکام نماز - شکيات نماز

 

احکام نماز - شکيات نماز

 

 

 

 

س 516: کسى که در رکعت سوم نماز شک کند که قنوت را بجا آورده يا خير، چه حکمى دارد، آيا نمازش را تمام کند و يا از هنگام شک آن را قطع نمايد؟

ج: به شک مذکور اعتنا نمى‏شود و نماز صحيح است، و در اين مورد چيزى بر مکلّف واجب نيست.

 

 

 

س 517: آيا در نماز نافله به شک در غير از رکعت‏هاى آن مثل شک در اين که يک سجده انجام داده يا دو سجده، اعتنا مى‏شود؟

ج: شک در اقوال و افعال نماز نافله همان حکم شک در اقوال و افعال نماز فريضه را دارد، يعنى اگر از محل آن تجاوز نکرده است، به آن اعتنا مى‏شود و اگر از محل انجام آن تجاوز کرده است، به آن اعتنا نمى‏شود.

 

 

 

س 518: با توجه به اين که کثير الشک نبايد به شک خود اعتنا کند، اگر براى او در نماز شکى پيش آمد، وظيفه‏اش چيست؟

ج: بايد بنا بر انجام کارى بگذارد که در آن شک کرده است، مگر آنکه انجام آن موجب بطلان نماز شود که در اين صورت بنا بر عدم انجام آن مى‏گذارد، بدون اين که در اين مورد فرقى بين رکعتها و افعال و اقوال نماز باشد.

 

 

 

س 519: اگر شخصى بعد از چند سال متوجه بطلان عبادت‌هايش شود و يا در آن شک کند، وظيفه‏اش چيست؟

ج: به شک بعد از عمل اعتنا نمى‏شود، و در صورت علم به بطلان، واجب است عبادت‏هاى قابل تدارک را قضاء نمايد.

 

 

 

س 520: اگر شخصى سهواً بعضى از اجزاء نماز را به جاى بعضى ديگر انجام دهد و يا در هنگام نماز نگاهش به جايى بيفتد يا سهواً حرف بزند، آيا نماز او باطل است؟ وظيفه او چيست؟

ج: عمل سهوى در نماز موجب بطلان آن نمى‏شود، ليکن در بعضى از موارد باعث وجوب سجده سهو مى‏گردد، مگر آنکه رکنى از نماز را کم يا زياد کند که موجب بطلان نماز مى‏شود.

س 521: اگر فردى يک رکعت از نماز را فراموش کند و در رکعت آخر يادش بيايد، مثلاً فکر مى‏کرد که رکعت اول نمازش رکعت دوم است، لذا رکعت سوم و چهارم را هم بجا آورد، و در رکعت آخر متوجه شد که در رکعت سوم است، وظيفه او چيست؟

ج: واجب است هر رکعتى را که بجا نياورده، قبل از سلام نماز بجا آورد و سپس سلام دهد و در اين صورت که تشهد واجب نماز را در محل خود انجام نداده، بايد بنا بر احتياط قضاى آن را انجام داده و دو سجده سهو براى آن بجا آورد.

 

 

 

 

س 522: براى مکلّف دانستن تعداد رکعتهاى نماز احتياط، که يک رکعت است يا دو رکعت، چگونه ممکن ‏است؟

ج: تعداد رکعتهاى نماز احتياط به مقدار کمبود احتمالى در نماز است. بنا بر اين در شک بين دو و چهار، دو رکعت نماز احتياط، واجب است؛ و در شک بين سه و چهار، يک رکعت نماز احتياط ايستاده يا دو رکعت نشسته، واجب است.

 

 

 

س 523: اگر کلمه‏اى از ذکرهاى نماز يا آيات قرآنى يا دعاهاى قنوت، سهواً غلط خوانده شود، آيا سجده سهو واجب مى‏شود؟

ج: واجب نيست.

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : پنج‌شنبه 21 فروردین 1393
احكام وضو

 

احكـــــام وضــــــــــو

سئوال 1_براي وضو انجام چه اعمالي لازم است؟

 

جواب ـ در وضو واجب است نيت نموده صورت و دستها را بشويند و جلوي سر و روي پاها را مسح كنند.

 

 

 

 

 

 

 


شستن صورت


س 2_ صورت را چگونه بايد شست؟

 

 

ج ـ درازاي صورت را بايد از بالاي پيشاني جايي كه موي سر بيرون مي آيد تا آخر چانه شست و پهناي آن به مقداري

كه بين انگشتوسط و شست قرار مي گيرد. بايد شسته شود و اگر مختصري از اين مقدار را نشويند وضو باطل است

و براي آنكه يقين كند

اين مقدار كامل شسته شده كمي اطراف آن را نيز بشويند.

 

 

س 3_ كسي كه دست يا صورتش كوچكتر يا بزرگتر از معمول مردم باشد چه وظيفه اي دارد؟

 

ج ـ بايد ملاحظه كند كه مردمان معمولي تا كجاي صورت خود را مي شويند او نيز تا همان جا را بشويد.

 

 

س 4_وظيفه كسي در پيشاني او مو روئيده يا جلوي سرش مو ندارد چيست؟

 

ج ـ بايد به اندازه معمول پيشاني را بشويد.

 

 

س 5_ اگر كسي احتمال دهد چرك يا چيز ديگري در ابروها، گوشه هاي چشم و لب او نمي گذارد آب به آن

برسد چه وظيفه اي دارد؟

 

ج ـ چنانچه احتمال او در نظر مردم به جا باشد بايد احتياط پيش از وضو بررسي كند تا اگر مانعي هست برطرف نمايد.

 


س 6_ وظيفه كسي كه پوست صورت او از لاي مو پيدا باشد چيست؟



ج ـ بايد آب را به پوست برساند و اگر پيدا نباشد شستن مو كافي است و رساندن آب به زير آن لازم نيست.

 

 

س 7_ اگر كسي شك كند پوست صورت از لاي مو پيدا است يا نه چه كاري بايد انجام دهد؟

 

ج ـ بنا بر احتياط واجب بايد مو را بشويد و آب را به پوست برساند.

 

 

س 8_ آيا شستن موهايي كه از حد صورت بيشتر است لازم مي باشد؟

 

ج ـ {خير} واجب نيست مانند زيادي محاسن ( ريش ) كه از درازا يا پهناي صورت گذشته باشد.

 

 

س 9_ شستن داخل بيني و مقداري از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نمي شود چه حكمي دارد؟

 

ج ـ واجب نيست ولي براي آنكه يقين كند از جاهايي كه بايد شسته شود چيزي باقي نمانده مقداري از آنها را نيز بشويد.

 

 

س 10_ نمازهاي كسي نمي داند در هنگام وضو مقداري از لب و چشم و داخل بيني را شسته يا نه چه حكمي پيدا مي كند؟

 

ج ـ كسي كه نمي دانسته بايد اين مقدار را بشويد اگر نداند در وضوهايي كه گرفته اين مقدار را شسته يا نه نمازهايي كه خوانده صحيح است.

 

 

س 11_ روش صحيح شستن دستها و صورت در هنگام وضو گرفتن چگونه است؟

 

ج ـ بايد صورت و دستها را از بالا به پائين شست و اگر از پائين به بالا بشويد وضو باطل است.

 

 

س 12_ اگر دستها را تر كند و به صورت و دستها بكشند وضويش چه حكمي پيدا مي كند؟

 

ج ـ چنانچه تري دست به قدري باشد كه بر اثر كشيدن دست آب كمي بر آنها جاري شود كافي است.


شستن دستها

 

 

س 13_ براي وضو گرفتن بعد از شستن صورت چه وظيفه اي داريم؟

 


ج ـ بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشت ها بشويند.

 

 

 

 



س 14_ براي آنكه يقين كند آرنج را كاملا شسته چه كاري بايد انجام دهد؟

 


ج ـ بايد مقداري بالاتر از آرنج را نيز بشويد.

 



س 15_ در موقع وضو دستها را بايد تا چه قسمتهايي بشويد؟

ج ـ بايد دستها را تا سر انگشتان بشويد و اگر فقط تا مچ را بشويد وضوي او باطل است.

 

 

 


س 16_ اگر دستها را پيش از وضو تا مچ شسته باشد آيا شستن دوباره آن لازم است؟

ج ـ بله حتي اگر پيش از وضو دستهاي خود را تا مچ شسته باشد.

 

 

 


س 17_ شستن دستها و صورت براي وضو گرفتن چند مرتبه لازم است؟

ج ـ مرتبه اول: واجب، مرتبه دوم: مستحب، مرتبه سوم و بيشتر از آن حرام مي باشد.

 

 

 



س 18_ در هنگام شستن دستها براي وضو شستن اول و دوم و سوم چگونه محاسبه مي گردد؟

ج ـ اما كدام شستن اول يا دوم يا سوم است مربوط به قصد كسي است كه وضو مي گيرد پس اگر به قصد شستن مرتبه اول مثلاً ده مرتبه آب به دستها بريزد اشكال ندارد و همه آنها شستن اول حساب مي شود و اگر به قصد اينكه سه مرتبه بشويد سه مرتبه آب بريزد مرتبه سوم حرام است.

 

 

 


س 19_ انجام چه امور و حالاتي براي وضو گرفتن مستحب است؟

ج ـ
مستحب است وضو را شاداب گرفت و آب وضو به مقدار يك مد باشد.

 

 

 



س 20_ چه كارهايي در هنگام وضو گرفتن مكروه است؟

ج ‌ـ ‌زياده روي در آب وضو مكروه و چه بسا حرام مي گردد.

 



مسح سر

 

 

س 21_ در وضو گرفتن بعد از شستن هر دو دست چه وظيفه اي داريم؟

ج ـ
بعد از شستن هر دو دست بايد جلوي سر را با تري آب وضو كه در دست مانده مسح كند

و بنا بر احتياط واجب با دست راست از بالا به پايين مسح نمايد.

 

 

 



س 22_
جاي مسح سر كجاست؟

ج ـ
يك قسمت از چهار قسمت سر كه مقابل پيشاني است جاي مسح مي باشد

و هر جايي اين قسمت را به هر اندازه مسح كند كافي است.

 

 

 



س 23_ به چه مقدار بايد سر را مسح كرد؟

ج ـ بنا بر احتياط واجب به مقدار عرض يك انگشت مسح نمايد و احتياط مستحب آن از درازا به

اندازه درازاي يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناي سه انگشت بسته مسح نمايد.

 

 

 



س 24_ آيا لازم است كه مسح سر بر پوست آن باشد؟

ج ـ
{ خير } لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد. بلكه بر موي جلوي سر نيز صحيح است.

 

 

 



س 25_ كسي كه موي جلوي سرش بلند باشد، چه وظيفه اي دارد؟

ج ـ كسي كه موي جلوي سر او به اندازه اي بلند است كه اگر مثلاً شانه كند به صورتش مي ريزد

يا به جاهاي ديگر سر مي رسد مانند زنها بايد بيخ موها را مسح كند و يا فرق سر را باز كرده پوست سر را مسح كند.

 

 

 


س 26_ آيا وضوي كسي كه موهاي بلند سرش را جلو پيشاني و سر خود جمع كند و آن گاه بر آنها مسح نمايد درست است؟

ج ـ
[خير] بر موهايي كه از جاهاي ديگر به جلوي سر جمع كند يا آمده باشد و مسح كند باطل است.

 



مسح پـا هـا

 

س 27_ در وضو بعد از مسح سر نوبت به چه كاري مي رسد؟

ج ـ بايد با تري آب وضو كه در دست مانده روي پاها را از مسح كند.

 

 

 



س 28_ روش صحيح مسح پا چگونه است؟

ج ـ
[بايد] روي پاها را از سر يكي از انگشتها تا برآمدگي روي پا مسح كند

و بنا بر احتياط مستحب تا مفصل را مسح نمايد.

 

 

 



س 29_ آيا بايد مسح پاي راست را مقدم بر پاي چپ نمايد؟

ج ـ
بنا بر احتياط مستحب پاي راست را مقدم بر مسح پاي چپ نمايد.

 

 

 



س 30_ آيا مي توان با دست چپ پاي راست را مسح نمود؟

ج ـ
[خير] پاي راست را با دست راست و پاي چپ را با دست چپ مسح نمايد.

 



س 31_ پهناي مسح پا به چه اندازه اي بايد باشد؟

ج ـ
پهناي مسح پا به هر اندازه باشد كافي است ولي بهتر است به اندازه پهناي سر انگشت بسته باشد

بهتر از آن مسح تمام روي پاست.

 

 

 



س 32_ در مسح پا چه اندازه بايد دست را روي پا كشيد؟

ج ـ واجب نيست كه در مسح پا دست را بر سر انگشت ها بگذارد و سپس به پشت پا بكشد

بلكه اگر تمام دست را روي پا

بگذارد و كمي بكشد كفايت مي كند اگر چه قسمت اول بهتر است.

 

 

 


س 33_ در مسح سر و روي پا چگونه بايد عمل كرد؟

ج ـ
بايد دست را روي آن بكشد و اگر دست را نگه دارد و سر يا پا را به آن بكشد وضو باطل است.

 

 

 


س 34_ اگر موقعي كه دست را بر سر يا پا مي كشد سر يا پا حركت كند وضو چه حكمي پيدا مي كند؟

ج ـ
اشكالي ندارد.

 

 

 



س 35_ اگر جاي مسح پا قدري باشد وضو چه حكمي پيدا مي كند؟

ج ـ جاي مسح بايد خشك باشد و اگر به قدري تر باشد كه رطوبت كف دست بر آن اثر نكند خلاف احتياط واجب است.

ولي اگر تري آن كم باشد اما رطوبتي كه بعد از مسح در آن ديده مي شود

بگويند كه از تري كف دست است اشكال ندارد.

 

 

 



س 36_ اگر براي مسح رطوبتي در كف است نمانده باشد چه وظيفه اي دارد؟

ج ـ نمي تواند دست را با آب غير وضو تر كند بلكه بايد از اعضاي ديگر وضو رطوبت بگيرد.

 

 

 


س 37_ مسح كردن پا از روي جوراب و كفش چه حكمي دارد؟

ج ـ باطل است.

 

 

 



س 38_ در چه صورتي مسح از روي جوراب و كفش مسح كند؟

ج ـ اگر بر اثر سرماي شديد يا ترس از دزد درنده و مانندآن نتواند كفش يا جوراب رابيرون آورد مسح مردن بر آن اشكال ندارد.

 

 

 

 

 


س 39_ اگر روي كفش نجس باشد در هنگام اضطرار چه وظيفه اي دارد؟

 


ج ـ
‌بايد چيز پاكي بر آن بيندازد و به آن مسح كند و بنا بر احتياط واجب تيمم نيز بنمايد.

 

 

 



س 40_ وظيفه كسي كه روي پاي او نجس است و نمي توان براي مسح آن را آب بكشد چيست؟

ج ـ
بايد تيمم نمايد.

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : پنج‌شنبه 21 فروردین 1393
چهل حدیث درباره نماز از پیامبر
چهل حدیث درباره نماز از پیامبر

نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

 

 

حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):

۱٫ الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن
نماز، معراج مؤمن است.

کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶ 

2. الصَّلاة نُورُ المُؤمِن
نماز نور مؤمن است.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶


3. عَلَمُ الایمَان الصَّلاة
علامت و نشانه ایمان نمازاست.

شهاب الاخبار، ص ۵۹


4. الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم
نماز، پایه و ستون دین شماست.

میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰

۵٫ عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة
نماز، پرچم اسلام است.

کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷


6. اِنَّ الصَّلاة قُربانُ المُؤمِن
همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.

کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷

۷٫ موضِعِ الصَّلاة مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَد
جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.

کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲

۸٫ الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.

نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸


9. قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاة
روشنی چشم من در نماز است.

نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳

۱۰٫ مَن حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.

ثواب الاعمال، ص ۳۴۳

۱۱٫ إنَّ الله وَعَدَ أن یَدخُلَ الجَّنَّه ثَلاثَه نُفُورٍ بِغَیرحِسابٍ و یَشفَعُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم فِی ثَمانِینٍ الفاً، المُؤذِّن و الامام، و رَجُل یَتَوَضَّا ثُمَّ یَدخُل المَسجِد فَیُصَلِّی فِی الجَماعَه
همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک از این سه گروه (روز قیامت) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآن ها عبارتند از: ۱- مؤذن ۲- امام جماعت ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۲٫ التَّکبِیرهَ الأولی مَعَ الامامِ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا وَ مَا فِیهَا
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۳٫ إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَا
زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش را برآورد.

بحار الانوار، ج ۸۸ ص ۴ 


14. مَن حَافَظَ عَلی الصَّفِ الاَوَّل وَ التَّکبِیرَهِ الأولی لایُؤذِی مُسلِماً، أعطَاهُ الله مِن الاجرِ مَا یُعطِی المُؤذِّنُون فِی الدُّنیا و الآخِره
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی را اذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذنین در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.

وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۸۷

۱۵٫ ألا أنَّ الصَّلاهَ مَأدَبَهُ الله فِی الارضِ قَد هَنَأهَا لِاَهلِ رَحمَتِه فِی کُلِّ یَومٍ خَمسَ مَرّات
آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت) گوارا نموده است.

مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰

۱۶٫ الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ
نماز (به منزله) رأس اسلام است.

بحار الانوار، ج ,۱۷ ص ۱۲۷میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۶۷

۱۷٫ اَوَّلَ مَا یَسألُونَ عَنهُ الصَّلواتِ الخَمسِ
اولین چیزی که از انسان ها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است.

کنز العمّال، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹

 18. الصَّلاهُ نورٌ
نماز، روشنی است.

میزان الحکمه، ج۱۰ ص ۲۳۴

۱۹٫ إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی الله – عَزَّوجلّ-  الصَّلاهُ و البِرُّ و الجَهادِ
همانا، محبوب ترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷ 


20. صَلاهُ الرَّجُلِ تَطَوُعاً حَیثُ لایَراهُ النّاس تَعدِلُ صَلاتُهُ عَلی أعیُنِ النّاسِ خَمساً و عَشرِین
نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

نهج الفصاحه ص ۳۹۱


21. بِالصَّلاهِ یَبلُغُ العَبد إلَی الدَّرَجَهِ العُلیاءِ لأنَّ الصَّلاهَ تَسبِیحٌ و تَهلِیلٌ و تَحمِیدٌ و تَکبِیرٌ و تَمجِیدٌ و تَقدِیسٌ و قُولٌ و دَعوهٌ
به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص ۲۲ 


22. نَومٌ عَلَی عِلمٍ خَیرٌ مِن صَلاهٍ عَلَی جَهلٍ
خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است.

نهج الفصاحه، ص ۶۳۳


23. الصَّلاهُ أُنس فِی قَبرِه و فَراشٌ تَحتَ جَنبِه و جَوابٌ لِمُنکَرٍ و نَکِیر
نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ 


24. الصَّلاهُ زَادَ لِلمُؤمِنِ مِنَ الدُّنیا إلَی الأخِره
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۳۲

۲۵٫  الصَّلاهُ إجابةٌ لِلدُّعاءِ و قَبُولٌ لِلأعمَال
نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۱


26.  الصَّلاهُ سلاحٌ عَلَی الکَافر
نماز سلاح مؤمن علیه کافراست.

بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۵۶و ۲۳۱

۲۷٫ مَثَلُ الصَّلاهُ الخَمسِ کَمِثلِ نَهرٍ جارٍ، عذب عَلی بَابِ أحدُکُم یَغتَسِلُ فِیه کُلَّ یَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ فَما یَبقَی ذالِک مِنَ الدَّنَس
نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

کنز العمال، ج ۷، ص ۲۹۱ حدیث ۱۸۹۳۱

۲۸٫ الصَّلاهُ تَسوَدُّ وَجه الشَّیطان
نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶

۲۹٫  لاصَلوهَ لِمَن لایُطِعِ الصَّلاه، و طَاعَهُ الصَّلاهُ أن تَنهَی عَنِ الفَحشاء و المُنکر
کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۱۹۸

۳۰٫  قَال الله تَعالَی: إفتَرضتَ عَلَی أُمَّتِکَ خَمسَ صَلواتٍ و عَهدتُ عِندِی عَهداً إنَّهُ مَن حَافَظَ عَلیهِنَّ لِوَقتِهِنَّ أدخَلتَه الجَنَّهَ و مَن لَم یُحافِظ عَلیهِنَّ فَلا عَهدَ لَهُ عِندِی
خداوند متعال فرمود: نمازهای پنج گانه را بر امت توواجب کردم و با خود پیمان بستم که هر کس مراقب آن نمازها و وقت آنها باشد، او را به بهشت داخل نمایم، و کسی که مراقب آنها نباشد، من تعهدی نسبت به او ندارم.

کنز العمال، ج ۷، ص۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷۲

۳۱٫ یَا أباذر! مَادُمتَ فِی الصَّلاهِ فِإنَّکَ تَقرَعُ بَابُ المُلکِ الجَبَّار و مَن یَکثُر قَرعَ بابِ المُلک فَإنَّه یَفتَح لَه
ای ابوذر! تاهنگامی  که در نماز هستی درب خانه ملک جبار را می کوبی ، و هر کس درب خانه ملک را بسیار بکوبد، به رویش باز می شود.

بحار الانوار، ج ,۷۷ ص۸۰ میزان الحکمة، ج ۵، ص ۳۷۷

۳۲٫  لایَزالُ الشَّیطان یَرعَبُ مِن بَنِی آدَمَ حَافَظ عَلَی الصَّلَواتِ الخَمسِ فَإذا ضَیَّعَهُنَّ تَجرَءُ عَلَیه و أوقَعَهُ فِی العَظائِم
تا وقتی که فرزندان آدم، نمازش را به دقت و با شرایط و آداب می خواند، شیطان پیوسته از او در وحشت و هراس است؛ پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره انداخته و وی را گرفتار می کند.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۰۲

۳۳٫ لَوکَانَ عَلی بَابِ دارِ أحَدُکُم نَهرُ و اغتَسَلَ فِی کُلِّ یَومٍ مِنهُ خَمسَ مَرّات أکَانَ یَبقی فِی جَسَدهِ مِن الدّرنِ شَیءٌ؟ قُلتُ: لا. قَالَ: فَإنَّ مِثلَ الصَّلاةِ کَمِثلِ النَّهر الجَارِی کُلَّما صَلّی صَلاة کَفَرَت مَا بَینَهُما مِنَ الذُّنُوبِ
اگر در کنار خانه شما نهری باشد و در روز پنج نوبت خود را در آن شست و شو دهید، آیا در بدن شما چیزی از آلودگی ها می ماند؟ هرگز! (انسان از آلودگی پاک می شود) نماز نیز مثل نهر جاری و روانی است که هرگاه بر پا می شود گناهان را می شوید و از بین می برد.

وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۷

۳۴٫  قُم فَصَلِّ فإنَّ فِی الصَّلاهِ شِفاء
بر خیز و نماز به جا آور! پس همانا در نماز شفا است.

جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۲۸

۳۵٫ الصَّلاة کَفّارَةُ الخَطایا ثُمَّ قَرَأَ: " إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ"
نماز کفاره گناهان می باشد. سپس آن حضرت این آیه را خواند که :"حسنات سیئات را از بین می برد".

تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۲۴۸

۳۶٫ نَوِّرُوا مَنازِلَکُم بِالصَّلاة و قَرائَةِ القُران
به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن، نورانیت ببخشید.

کنز العمال، ج ۱۵، ص ۳۹۲، حدیث ۴۱۵۱۸


37.  مَا مِن صَلاةٍ یحضََر وَقتَها إلّا نَادی مَلَکٌ بَینَ یَدَیِ النّاسِ: أیُّها النّاس! قُومُوا إلی نِیرانِکُم الَّتِی أوقَدتُمُوها عَلی ظُهُورِکُم فَاطفَئُوها بِصَلاتِکُم
هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.

محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۳۹ 


38. إنَّ الصَّلاة تَأتِی إلَی المَیِّتِ فِی قَبرِه بِصُورَةِ شَخصٍ أنوَرِ اللَّونِ یُونِسُه فِی قَبرِه و یَدفَع عَنهُ أهوالَ البَرزَخ
نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.

لآلی الاخبار، ج ۴، ص ۱، الحکم الزاهره، ص ۲۸۳

۳۹٫ إذا أقامَ العَبدُ المُؤمِن فِی صَلاتِه نَظَرَالله – عزَّ و جلّ – إلَیه
وقتی بنده مؤمن به نماز می ایستد، خداوند سبحان به او نظر می کند.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۱

۴۰٫ کَانَ رسُول الله (صلی الله علیه و اله) یَمسَحُ مَناکِبَنا فِی الصَّلاة و یَقُول: إستَوُوا و لاتَختَلِفُوا فَتَختَلِفَ قُلُوبُکم
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) شانه های نمازگزاران را در نماز جماعت می گرفت و منظم می کرد، و می فرمود: مساوی و منظم باشید، نامنظم و جدا از هم نباشید که قلب های شما از یکدیگر جدا می شود.

جامع احادیث الشیعه، ج ۶ ، ص


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahpoyan-alavy
تاریخ : چهارشنبه 20 فروردین 1393


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران