جستجو


عبارت مورد نظر را وارد کرده

و دکمه جستجو را کليک کنيد

درباره سايت


مشخصات سايت

مدير سايت: خادم الحسین

ايميل مدير: sib0437@gmail.com

عنوان سايت: پایگاه اطلاع رسانی مجمع فرهنگي رهپويان علوي سريش آباد

شعار سايت: کربلا قبله دلهاست خدا میداند / دیدنش آرزوی ماست خدا میداند

پایگاه اطلاع رسانی مجمع فرهنگي رهپويان علوي سريش آباد

کربلا قبله دلهاست خدا میداند / دیدنش آرزوی ماست خدا میداند

درباره سايت

با سلام مجمع فرهنگی رهپویان علوی شهرسریش آباد(استان کردستان) از سال 1382فعالیت های فرهنگی ومذهبی خود را در قالب برگزاری مراسمات ولادات وشهادت ائمه اطهار علیهم السلام ، برپایی ایستگاه های صلواتی در سطح شهر ودیگرفعالیتها شروع نمود. بحول و قوه الهی تا امروز توانسته رسالت خود را بنحو احسنت در شهر سریش اباد به انجام برساند.ودر ادامه امیدوار است با عنایت اهل بیت ودعای شما مریدان ائمه اطهار علیهم السلام تا جایی که توان دارد با افتخار در خدمت خادمین اهلبیت خدمتگزاری نماید. انشاءالله که مورد رضای حضرت حق قرار بگیرد.التماس دعا

امکانات سايت


نويسندگان


team_member

خادم الحسین

مدير سايت
team_member

خادم الحسین

نويسنده
team_member

خادم الشهدا

نويسنده

پيوندها و روزانه ها


پيوندها


تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان مجمع فرهنگي رهپويان علوي سريش آباد و آدرس rahpoyan-alavy.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





پایگاه اطلاع رسانی مجمع فرهنگي رهپويان علوي سريش آباد

کربلا قبله دلهاست خدا میداند / دیدنش آرزوی ماست خدا میداند


آماده کردن پشت صحنه مراسم ایام فاطمیه

مراسم ایام فاطمیه دوم از 10  اسفند به مددت 3 شب در طبقه زیرین مسجد جامع

 

 

 

تصاویر بیشتر در ادامه مطلب...


ادامه مطلب

مراسم ایام فاطمیه دهه اول-1395

مراسم دهه ی اول مراسم با سخنرانی حجت الاسلام شرفبیانی---- در تاریخ 21 بهمن ماه

و با مداحی کربلایی شیخ جعفری و مرادیان

در منزل حاج هادی کرمی (شهردار محترم شهرمان)

 

 

 

عکسایی بیشتر در ادامه مطلب...

 

 


ادامه مطلب

درد دل مادر شهید

به او گفتم «مادر چطوری فهمیدید، این بچه شماست؟» او گفت «همان موقعی که رفتم و در را باز کردم، دیدم پسرم در مقابلم با همان چهره ۲۵ سال پیش که به منطقه فرستادمش، با همان تیپ، با همان وضعیت بلند شد و به من سلام کرد و گفت مادر منتظرت بودم».

 

 

بچه‌های تفحص دنبال ۳ شهید بودند که بعد از یک هفته جستجو آنها را پیدا کردیم؛ داخل پارچه‌های سفید گذاشتیم و آوردیم مقر تا شناسایی شوند؛ به پدر و مادرهایشان اطلاع داده بودند که فرزندانشان شناسایی شده‌اند. مادری آمده بود و طوری ناله می‌زد که تا به حال در عمر ۴۶ ساله‌ام ندیده بودم؛ دخترش می‌گفت «مادرم از ۲۵ سال گذشته که فرزندش مفقود شده، حالش همین طور است»؛ ناگهان رفت داخل اتاق، مقابل ۳ شهید ایستاد؛ به بچه‌ها گفتم «با ایشان کاری نداشته باشید» تا رفتم دوربین بیاورم؛ این مادر، یکی از شهدا را بغل کرد و دوید سمت مسجد؛ به بچه‌ها گفتم «بگذارید ببرد».

هنوز ما اطلاع دقیقی از هویت ۳ شهید نداشتیم؛ برای شهید نماز خواند و شروع کرد با او به صحبت کردن؛ دلتنگی‌های ۲۵ ساله‌اش را به او گفت؛ از تنهایی‌های خودش؛ از اینکه پدرش فوت کرده؛ خواهر و برادرانش ازدواج کردند و از اینکه چه سختی‌هایی که نکشیدند و اینکه که شما را به ما می‌خواستند، بفروشند به یک میلیون و دو میلیون تومان. می‌آمدند به ما می‌گفتند ماشین می‌خواهید، خانه می‌خواهید یا زمین.

این مادر بعد از ۶ ساعت شهیدش را آورد و گفت این مال شما… به او گفتم «مادر چطوری فهمیدید، این بچه شماست؟» او گفت «همان موقعی که رفتم و در را باز کردم، دیدم پسرم در مقابلم با همان چهره ۲۵ سال پیش که به منطقه فرستادمش، با همان تیپ، با همان وضعیت بلند شد و به من سلام کرد و گفت مادر منتظرت بودم».

صبح روز بعد وقت نماز مادر به رحمت خدا رفت؛ زمانی که ما بعد از فوت مادرش رفتیم کار شناسایی را انجام دادیم.

صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 66 صفحه بعد

آخرين عناوين

با من در تماس باشيد

منتظر نظرات و پيشنهادات شما هستم

تماس با من